قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
170
درة التاج ( فارسى )
و مراد يك شخص بود ، جنانك : قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ . جه مراد از ناس اوّل نعيم بن مسعودست « 1 » . و گاه باشذ كى به عكس اين بوذ ، جنانك : فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ . جه مأمور اگر جه معيّن است - امّا مراد جمله مكلّفاناند . و جنانك لفظى در جائى بيايد كى در ظاهر تناقض باشد بر دو وقت حمل كنند « 2 » ، جنانك : فَيَوْمَئِذٍ « 3 » لا يُسْئَلُ « 4 » عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ . و جاى ديگر فرموذ : لَنَسْئَلَنَّهُمْ « 5 » أَجْمَعِينَ . نوع هشتم - علم قصص است « 6 » و در آن حكمتهاء بسيارست ، اوّل - آنك « ( از ) » قصص اوائل معلوم شوذ كى عاقبت مطيعان در دنيا و آخرت ثنا و ثواب بوذ ، و عاقبت عاصيان و با « ( ل ) » و نكال ، و اين سبب آن بوذ - كى مردم بطاعت ميل كنند ، و از معصيت اجتناب نمايند . دوّم - آنك : محمد عليه السّلم امّىّ بوذ - و هيچ كس را شاگردى نكرده بوذ ، بس جون از قصّهاء اوايل حكايت كند جنانك درو « ( ى ) » هيج خطا و خلل نباشذ معلوم شوذ - كى از وحى معلوم كرده [ ( است ) ] . سيّم - آنك تا محمد را عليه السلم معلوم شوذ كى رسولان متقدّم از قوم - و امّت خويش زحمتهاء « [ بسيار ] » كشيذهاند ، و او نيز برنجهائى « 7 » كى از قوم خوذ مىديذ راضى شوذ . نوع نهم - علم استنباط معانى قرآن - جنانك « 8 » علماء اصوليّين - « [ و فقه ] » و غيرهما ، مسائل اصولىّ و فقهىّ از قرآن بيرون آوردهاند .
--> ( 1 ) - قول متن از صادقين ع روايت شده ، و مقصود از ناس دوّم ابو سفيان و ياران وىاند ، و اين آيه هنگامى - كه حضرت ساز و برگ بدر فرمودند نازل شد . ( 2 ) - اين - كه مصنّف آورده سخن عكرمه است ، و در آيهء كريمه سه چهار وجه ديگر نيز هست . ( 3 ) - يومئذ - م . ( 4 ) - لا يسأل - اصل . ( 5 ) - فلنسألنهم - اصل . - و لنسألنّهم - م - ط - ه . ( 6 ) - كتبي كه در قصص و تواريخ قرآن كريم تصنيف شده متعدّد است . ولى معروفتر از همه « كتاب العرائس » تصنيف ابو اسحاق ثعلبى است كه قريب بيست بار تا كنون بچاپ رسيده است . ( 7 ) - او نيز رنجهائى - اصل . - ازين رنجهاى - م . - او نيز برنجها - ط . ( 8 ) - همچنانكه - م .